ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
162
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
نامه را اين چنين نوشتند : بسم الله الرحمن الرحيم اين نوشتهاى است كه على بن ابى طالب و معاوية بن ابو سفيان بدان راضى هستند . ابو الاعور گفت : ابتدا نام معاويه را بنويسم و آن گاه نام على را . اشعث گفت : به خدا سوگند نه ، به نام كسى آغاز مىكنيم كه زودتر ايمان آورد و هجرت كرد . معاويه گفت : جلوتر و يا عقبتر فرقى نمىكند . على را همراه پيروانش بنويسيد و مرا نيز همراه پيروانم . ما تا زمانى كه حكم خدا اجراء شود دست به كارى نمىزنيم . قرآن زنده است و نمرده است و مىبايد حكمين بر اساس آن حكم كنند و در مدتى كه آنان مشغول حكميت هستند كسى حق ندارد دست به اسلحه ببرد . مدت آن از ماه رمضان است تا ماه رمضان سال آينده . اگر حكمين آنچه را كه در كتاب خدا خواستند نيافتند بايد به سنت رسول خدا رجوع و در مدت تعيين شده حكم خدا را بيان كنند . اين نامه را نويسندهء معاويه يعنى عمرو بن عباده نوشت ، نسخهاى را به شاميان و نسخهاى را به مردم عراق تحويل داد . وقتى كه نامه نوشته شد مردى از قبيله بنى يشكر در حالى كه سوار بر اسب سياه و سفيدى بود پيش آمد و گفت : على ، آيا پس از اسلام كافر شدى و پس از اين كه دين را شناختى آن را رد كردى ؟ من از نوشته شما دو نفر برى هستم . و نيز از هر كس كه به آن نوشته ايمان داشته باشد برى هستم . پس از آن نزد سپاهيان معاويه رفت و آنان را نيز مورد خطاب خود قرار داد . سفارش شريح بن هانى به ابو موسى شريح بن هانى دست ابو موسى را گرفت و گفت : ابو موسى ، بر كارى بزرگ منصوب شدهاى كه هيچ چيز ديگر شكست در آن را جبران نمىكند . هر سخنى را بگويى يا حقى را ثابت مىكنى و يا باطلى را زايل مىگردانى . اگر معاويه صاحب خلافت شود ، مردم عراق ديگر زندگى نخواهند داشت اما اگر على خليفه شود براى مردم شام مشكلى پيش نمىآيد . به نظر كسى بنگر كه در اين كار داراى بينش حق گرايانه است . سفارش احنف بن قيس به ابو موسى احنف نزد ابو موسى آمد ، دست او را گرفت و گفت : ابو موسى بزرگى و ناگوارى اين كار را بشناس ، بدان كه كار پس از حكميت آغاز مىشود . اگر عراق را ضايع كنى عراق از آن تو